السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 123
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
هواهاى نفسانى و چه در توجه به هر چيز و هر كس از قبيل بتهاى معابد و محبوبهاى دنيوى و اخروى ، ظاهرى و خيالى و معنوى و صورى ، چون حب به زن و فرزند و قبيله و سران دنيوى ، چون شاهان و اميران و سپهبدان ، يا اخروى چون علما و دانشمندان و عارفان و اوليا و انبيا - عليهم السلام - همه و همه عينِ توجه به واحدِ كاملِ مطلق است ؛ حركتى واقع نشود جز براى او و وصول به او ؛ و قدمى برداشته نشود جز به سوى آن كمال مطلق . و اكنون امثال ما در حجابهاى ظلمانى بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ « 1 » واقعيم ، دردها و رنجها و عذابها از اين احتجاب است . و اوّل قدم كه مقدّمهء رفع حجب است آن است كه گرايش پيدا كنيم كه در حجابيم و از اين خِدْر « 2 » طبيعت كه تمام وجود ما را از سرّ و عَلَن و باطن و ظاهر فرا گرفته به تدريج به هوش آييم و اين « يقظه » اى است كه بعض اهل سلوك ، منزل اول دانستهاند « 3 » ، و چنين نيست ، بلكه اين به هوش آمدن و بيدار شدن ، مقدّمهء دخول در سير است . و رفع همهء حجب ظلمانى و پس از آن نورانى ، وصول به اوّل منزل توحيد است . و اگر به قدم عقال « 4 » عقل پيش رويم ، آن هم با همهء عقال ، همين نغمه را دارد و گويد كمال مطلق همهء كمالات است و الّا مطلق نيست و هيچ كمالى و جمال و جميلى ممكن نيست در غير حق ظهور كند كه اين غيريّت ، عين شرك است ، اگر نگويم الحاد است . عزيزم ! اوّل بايد با قدم علم ، لنگان لنگان پيش روى و اين هر علمى باشد حجاب اكبر است كه با ورود به اين حجاب به رفع حجب آشنا مىشوى ، بيا با
--> ( 1 ) - « بعضى از اين ظلمتها ، بالاى بعضى ديگر است » . ( النور ( 24 ) : 40 ) ( 2 ) - « پرده ، حجاب » . ( 3 ) - منازل السائرين ، ص 35 ، باب اليقظة . ( 4 ) - « آنچه كه با آن شتر يا اسب را به جايى مىبندند » .